بازگشت
آنچه را میپرورانی،پشتِ پیشانی بگو
بی نقاب از چهره های،بکرِ پنهانی بگو
ای کاش تنهایی نبود این،در کنارم ماندنت
جاده می رقصد به سازِ،بی محابا راندنت
باد و طوفانی که هم تصمیم کوچت میوزند
از تمام رد پاهاشان پشیمان میشوند
من هم از رفتنم پشیمون شدم و برگشتم که باشم و بنویسم اینبار اما طی این 2 سال خیلی تغییر کردم . موسیقی کار میکنم و مهندس شدم :)
حالا مهم نیست مهم اینه قراره اینجا موندگار بشم ...
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 22:24 توسط یاسمن بخشی
|
بوی بهار نارنج،